(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14

    جستجو در پایگاه روزنامه کیهان  


 دوشنبه 14 مرداد 1387 - 2 شعبان 1429 - 4 آگوست 2008 - سال شصت و چهارم - شماره 189148
 

يادمان چهلمين سالگرد ولادت دانشجوي شهيد مصطفي مازح نماد غيرت ديني
سهم دانشگاه در نوآوري
دانشگاه مخاطب رهبري
حركت با چراغ خاموش



يادمان چهلمين سالگرد ولادت دانشجوي شهيد مصطفي مازح نماد غيرت ديني

حميد داوودآبادي
مصطفي مازح دانشجوي جوان انقلابي عضو حزب اللّه لبنان، پس از صدور فرمان تاريخي حضرت امام(ره) مبني بر اعدام سلمان رشدي، نويسنده كتاب موهن آيات شيطاني، در 13 مرداد 1368 خود را به محل اقامت اين نويسنده مرتد در لندن رساند و در حالي كه با خود مقادير زيادي مواد منفجره حمل مي كرد در ساختمان وي جاي گرفت. هرچند در اين انفجار به سلمان رشدي آسيبي نرسيد و مصطفي به شهادت رسيد، ولي پيام رساي امام خميني(ره) در گوش جهانيان به صدا درآمد كه پيروان حضرتش، سلمان رشدي را رها نخواهند كرد. با پدر اين شهيد ، در جنوب لبنان به گفت و گو نشسته ايم .
¤ لطفاً براي ما از ولادت و آغاز زندگي مصطفي بگوئيد.
سال 1968 م (1347 هـ ش) در گينه كوناكري، مصطفي متولد شد. دو سال از عمرش مي گذشت كه آنجا را ترك كرده و به ساحل عاج رفتيم. تقريباً تا اواخر عمر مصطفي ، در آن كشور زندگي كرديم. مصطفي در ساحل عاج به مدرسه رفت. در آنجا زبان فرانسه را فرا گرفت ولي برايش معلم خصوصي گرفتم كه عربي را كه زبان خودمان بود، ياد بگيرد. سال 1983 م (1362 هـ ش) دو ماه از فصل تابستان را به لبنان آمد و در روستاي خودمان طيرفلسطين ماند ولي مجدداً به ساحل عاج برگشت و تحصيلاتش را ادامه داد.
¤ مصطفي به چه زباني صحبت مي كرد؟
چون براي او معلم خصوصي گرفته بودم ، عربي را فصيح صحبت مي كرد. دروس عربي را هم بيشتر از نهج البلاغه فرا گرفته بود. زبان فرانسه را هم خوب صحبت مي كرد و بلد بود. زبان انگليسي را هم فرا گرفته بود ولي مثل فرانسه نمي توانست خوب صحبت كند.
¤ آيا مصطفي به ايران سفر كرده بود؟
بله . با وجودي كه اوضاع در جنوب لبنان جنگي و خراب بود، او دو يا سه بار براي زيارت به ايران رفت.
¤آيا مصطفي در درگيري هاي داخلي جنوب لبنان كه بين احزاب مختلف جريان داشت هم شركت داشت؟
نه نبود . البته در سال 1982 م (1361 هـ ش) كه به لبنان آمد، سنش كم بود و اين منطقه هم كاملا تحت سلطه اسرائيل بود.زماني كه امام خميني(ره) فتواي قتل «سلمان رشدي» نويسنده هتاك و مرتد را مي دهد، مصطفي كه همراه دوستانش فعاليت مذهبي داشت و خيلي هم علاقه داشت كه به اسلام خدمتي بكند، تصميم مي گيرد كه شناسنامه هاي غير لبناني را بردارد و براي رسيدن به هدف مورد نظر خودش اقدام كند. در نظرش اين بوده كه چون شناسنامه فرانسوي دارد به راحتي مي تواند به اروپا برود. هنگامي كه امام فوت كرد، مصطفي احساس خاصي داشت. همواره علاقه مند بود تا در راه او قدم بردارد. يك روز آمد پيش من و گفت كه مي خواهد به بيروت برود. آن روزها در مناطق مختلف لبنان جنگهاي داخلي و حملات اسرائيل جريان داشت و هر گوشه را خطري تهديد مي كرد. او رفت كه به بيروت برود. دو سه روز به سال نوي قمري مانده بود. روزهاي آغازين سال نو گذشت ولي از او خبري نشد. با دوستانش كه تماس گرفتيم، آنها هم اظهار بي اطلاعي كردند، البته بعداً فهميدم كه آن مدت را براي ديدن آموزش نظامي و آشنايي با سلاح مواد منفجره به منطقه «جبل صافي» رفته بوده است. يك ماه گذشت ولي باز از مصطفي خبري نشد. ما هم در اينجا شديداً پيگير بوديم كه كجا رفته است. نزد برادرانش در ساحل عاج هم نرفته بود. مدتي بعد برادرانش اطلاع دادند كه از طرف دستگاه هاي امنيتي و اطلاعاتي انگلستان و فرانسه به ساحل عاج سراغ آنها رفته و درباره مصطفي پرس و جو كرده اند. روزنامه هاي انگلستان هم خبر دادند كه جوان عربي به نام مصطفي محمود مازح دست به يك عمليات انتحاري در آن كشور زده است. دوستانش همه با ما تماس گرفتند و مي پرسيدند كه او كجاست ؟ وقتي كه اظهار بي اطلاعي از سرنوشت او مي كرديم ، پرسيدند كه آيا كسي پاسپورت او را گرفته است؟ كه گفتم نه من خبر ندارم. نيروهاي اطلاعاتي غربي سراغ همه دوستان او در كشورهاي مختلف رفتند و از احوال او پرس و جو كردند. سوالشان هم بيشتر اين بود كه آيا او عضو حزب الله لبنان بوده است يا نه؟ كه آنها هم گفته بودند كه ما نمي دانيم ولي او بايد پيش خانواده اش در لبنان باشد.
¤ از اتفاقات بعد از شهادت او و چگونگي انتقال پيكرش به لبنان بگوييد؟
پس از شهادت او بحثي ميان انگلستان و فرانسه پيش آمد كه چرا به هر كسي شناسنامه فرانسوي مي دهند كه به راحتي به اينجا بيايند و از اين كارها انجام بدهند؟ فرانسه هم گفته بود كه اين شناسنامه كامل نيست چون در قانون فرانسه اين گونه است كه وقتي سفارت مي خواهد به كسي شناسنامه بدهد، او را به دادگاه مي فرستد و سپس دادگاه حكم صدور شناسنامه رسمي را مي دهد. با اين حساب شناسنامه او رسمي و كامل نيست . البته اين كذب بود، چون شناسنامه هاي فرانسوي اي كه در گينه مي دهند همه رسمي هستند. پس از اينكه شهادت او براي ما تاييد شد، به فرانسه رفتيم، چون شناسنامه او فرانسوي بود و از وزارت خارجه آنجا و همين طور از طريق سفارت لبنان در لندن درخواست كرديم كه جسد او را به ما تحويل بدهند. خواهرش خيلي پيگيري كرد كه پرونده اش بسته شد و باقي مانده پيكر او را با هواپيما به فرانسه منتقل كردند. مبالغ زيادي پرداختيم تا اينكه او را به لبنان آورديم. متاسفانه به خاطر وضعيت لبنان و اوضاع و احوال آن روزهاي اين منطقه ، به ما اجازه تشييع جنازه رسمي ندادند و به همين خاطر ساده و فقط با حضور اهالي منطقه خودمان در همين جا تشييع كرديم و كنار خانه خودمان دفنش كرديم . بعدها كه اوضاع و احوال بهتر شد ، براي او سالگرد گرفتند و گروه گروه براي زيارت مزار او به اينجا آمدند.
خداوند روح پاك آن شهيد را با شهداي كربلا و همين طور با روح مطهر حضرت امام خميني (ره) محشور فرمايد.
وصيت نامه شهيد « مصطفي مازح »
بسم الله الرحمن الرحيم
تسليت عرض مي كنم به اسلام. به رزمندگان اسلام . به مردم مظلوم مستضعف . به مجاهدان در ايران و افغانستان در لبنان و فلسطين و به هر انساني كه در راه حق الهي مجاهدت مي كند .
تسليت عرض مي كنم به زنان و مردان و كودكان . آنان كه بزرگترين خسارت تاريخ بر آنها وارد شده ، خسارت عظيمي است . خسارتي پر از اندوه و حسرت . خسارتي كه از زمان دوازده امام نوشته شده است .
صبر پيامبران رفت ... اين انسان مومن ، شجاع، مخلص براي اسلام خود ، مخلص براي مردم خود و كسي كه به ضمير خود وفادار بود .
آري پدر؛ اين انقلاب از افتخارات او بود . اين امام دوست داشتني . خميني بزرگ رحمت و رضوان خدا بر او باد ...
آري ؛ آسمان هنوز براي اين رهبر مخلص اشك مي ريزد . ملائكه در سوگ اين امام ضجه و فرياد مي كنند ... هرگز تو را فراموش نخواهيم كرد ... همانا خورشيد در آن روز خجالت زده شد و طلوع نكرد و ماه نيز ذوب خواهد شد ... مردگان راه را براي تو باز خواهند كرد .
هيچ كس زندگي نخواهد كرد ... هر گز هيچ كس نخواهد خنديد ... و هر گز هيچ كس تو را تنها نخواهد گذاشت ... هرگز روزهاي مقدس زندگي با تو را فراموش نخواهيم كرد ... فرمايشات تو را در هر زمان و مكان اجرا خواهيم كرد... شجاعت تو را در هر زمان در برابر دشمنان به ياد خواهيم آورد . در روز برگزاري نماز در قدس شريف ، تو را به ياد جهانيان خواهيم آورد .
با ياد تو هر دولت و مرامي را كه مقابل اسلام بايستد ، نابود خواهيم كرد. سعادتمندند كساني كه تو را شناختند ... سعادتمندند كساني كه از راه تو پيروي كردند .سعادتمندند كساني كه به كلام تو گوش فرا دادند . و سعادتمندند كساني كه به نام جمهوري اسلامي شما پرچم اسلام را برافراشتند . اي امام عزيز ... همانا من با تو پيمان مي بندم كه هميشه در راه روشن تو خواهم بود و تحت اوامر نائب بر حقت سيد علي خامنه اي ، بر اين راه روشن باقي خواهم ماند .
فرمايشات او فرمايشات تو خواهد بود . فكر و انديشه او همان فكر و انديشه تو و نظرات او همان نظرات تو خواهد بود . به درستي كه تو شجاعت را به او آموختي و ما الان سرباز او هستيم ، همانگونه كه امر فرمودي . باقي خواهيم ماند بر اين جمهوري اسلامي ، جمهوري اسلامي والايي كه براي حضرت مهدي (عج) ولي عصر زمان است . اي امام مهدي ... آه اي آقاي من ، اي فريادرس و نجات دهنده من . آيا نمي بيني كه چه حوادثي رخ مي دهد ... شهدايي كه بر زمين مي افتند .
همانا دشمنانمان در حال آماده باش كامل هستند و نفرين خدايي زياد شده است . و خسارت بزرگي كه گمان مي كرديم . تا چه زماني اي آقاي من. تا چه زماني مي توانيم در برابر دشمن ستمگر بايستيم .
العجل ... العجل... اي نجات دهنده ما ... بر ما رحم نما و به فريادمان رس.
... بيا براي نجات ما ...
به نام اين رهبر روحاني سفر كرده ... به نام شهدا ... به نام مجاهدين اسلام ...
منبع: wwwsajedir

 



سهم دانشگاه در نوآوري

وسعت اله مقدر
امروزه نگاه به فرآيند توسعه شديداً تغيير كرده و در سالهاي اخير جنبه سيستمي اين فرآيند مورد توجه ويژه قرار گرفته است. برخورداري از يك سيستم نوآوري، استمرار و بقاي فرآيند رشد مبتني بر فن آوري را تضمين مي كند. خروجي سيستم ملي نوآوري، ايجاد، اشاعه و كاربرد فنآوريست. ناكارآمدي نظام ملي نوآوري، منجر به عدم گسترش فعاليتهاي علمي و فنآوري و از دست رفتن مزيت ها و فرصت ها مي شود.
دولتمردان مي گويند كه «ما از فعاليتهاي پژوهشي پشتيباني مي كنيم، پس چرا پژوهشهاي علمي از اقتصاد و فرهنگ ملي پشتيباني نمي كند». اين شكوه به اين واقعيت مي انجامد كه «اگر پژوهشهاي علمي به نيازهاي جامعه بيشتر توجه نكند، چيزي مگر صميميت خشك و خالي در پشتيباني از علوم از ما انتظار نداشته باشيد».
پاسخ دانشگاهيان اين است كه «پژوهش به پيش كشيدن موضوعاتي مي پردازد كه هنوز مطرح نشده است. و از طرفي راه رسيدن ايده هاي تحقيقاتي به محصولات رقابت پذير، اگر نگوييم نامعلوم، مي توان گفت: بسيار ناهموار است. بيست و پنج سال تمام ميان كشف ساختمان DNA و سبز شدن ناگهاني نخستين شركتي كه توانست پولي از اين طريق به دست آورد، فاصله افتاد. شايد كشف دليل قطعي حركت قاره ها بر پوسته زمين، كه براي آن به دو دانشمند انگليسي جايزه نوبل دادند، هنوز مشاغل تازه اي پديد نياورده باشد. اما اين كشف سبب آگاهي بيشتر و از اين رو كارآمدتر شدن همه زمين شناسان كاربردي شده است. اينكه دانشگاه با تربيت مردان و زنان جواني كه قادر به پژوهش باشند و ضمن پشتيباني از علم و معرفت، به حل مسائل عاجل تر عرصه ملي و بين المللي نيز كمك كنند، پاداشي است كه بي هيچ تعهدي پرداخت شده است».
برخي دانشمندان ماهيت سؤالات را به سه دسته تقسيم كرده اند. سؤال حال، سؤال قال و سؤال استعداد. سؤال حال يعني همواره، سؤالي براي پاسخگويي وجود دارد و اگر چنين نبود، چشم ما بر عالم بسته است، لذا حركت آگاهانه وجود ندارد. سؤال قال يعني اينكه دانشمندان ناخواسته با سؤالاتي روبرو مي شوند كه لازم است به آن پاسخ دهند. آنچه كه از بي پاسخ گذاشتن اين سؤالات از دست خواهند داد، به مراتب بيشتر از آن است كه خداي نكرده تصور شود، از بي پاسخ گذاشتن آنها بدست خواهند آورد. حضرت علي عليه السلام مي فرمايند: ايهالناس اذا علمتم، اعملو، لعلكم تهتدون، يعني «اي مردم هنگامي كه علم پيدا كرديد، عمل كنيد تا اينكه هدايت تازه اي بدست آوريد». سؤال استعداد هم يعني اينكه همواره نسبت به شكوفايي استعدادهاي موجود، مسؤليم و در اين خصوص از دانشمندان انتظار بيشتري مي رود.
هرگونه محيط انتزاعي دانشگاه، مخل شكوفايي استعدادها و پيدايش نوآوري است. دانشگاه نسبت به استعدادهايي كه در خود جاي داده و يا در محيط پيراموني مشاهده مي شود بايد پاسخگو باشد. يعني اينكه اولاً استعدادها برطبق آنچه كه سياستهاي كلان و استراتژي ها، چگونگي آن را مشخص كرده اند، بايد شكوفا شده و بكار گرفته شوند. ثانياً همواره استراتژي هاي متأثر از دستاوردهاي مديريت دانش، اصلاح شده و در دور بعدي بكار رفته مي شوند. مديريت دانش نقش اصلي را در تأمين سرمايه هاي دانشي مورد نياز توليد كالا و خدمات ايفا مي كند. از طرفي خود متأثر از استراتژي هايي است كه نوع توليد و خدمت را مشخص كرده است. يعني هم مديريت دانش در تدوين استراتژي ها نقش دارد و هم مديريت استراتژي است كه مديريت دانش را مقيد مي كند كه چگونه در مسير برآوردن نيازها و دستيابي به اهداف تعيين شده، حركت كند.
وقتي ملاحظه مي گردد كه مثلاً در رشته زمين شناسي نفت، مزيتهاي خوبي داريم و در عين حال دانشمند و متخصص به تعداد كافي تربيت نشده اند. اين يعني اينكه اگر قرار است پژوهش مسئوليت اصلي دانشگاه شود، اين نظام پژوهشي بايد هم عاقلانه باشد و هم منصفانه.
افزايش اثربخشي تحقيقات، افزايش توليد ناخالص داخلي، اشتغال زايي مولد و پايدار، افزايش حق مالكيت فكري (Patent)، و كمك به رشد و توسعه كشور از طريق ايجاد و ارتقاء اقتصاد مبتني بر دانش، مهمترين رسالت هاي سيستم ملي نوآوريست. نوآوري به تعاملات وابسته است و پاسخ سريع و مؤثر نسبت به نيازها و شرايط جديد جز از مسير تعاملات دانشگاه با پيرامون خود ميسر نخواهد شد. تئوري هاي اوليه عمدتاً مدل نوآوري را در قالب يك فرآيند خطي رسم مي كردند. رواج چنين ديدگاهي با اين فرض كه افزايش ورودي به فرآيند نوآوري موجب افزايش خروجي نيز مي شود، موجب تشويق دولت ها به افزايش مكرر بودجه هاي تحقيقاتي گرديد. اما عدم رشد قابل قبول نوآوري و آثار اقتصادي حاصل از آن در بسياري از كشورها، علي رغم تخصيص بودجه هاي كلان به امر پژوهش، نقص رويكرد خطي نوآوري را آشكار ساخت. لذا رويكردهاي سيستمي يكي پس از ديگري بوجود آمدند تا اينكه مفهوم «سيستم ملي نوآوري» به عنوان چهارچوب تحليلي مناسب براي شناخت و مديريت اين پديده در سطح بسياري از كشورها شكل گرفت. مقدار پولي كه دولت براي علم هزينه مي كند مهم است (و هنوز اهميت اساسي دارد)، اما راهي كه اين پول در آن صرف مي شود، اهميت بيشتري دارد. بايد راهي را طي نمود كه علم منجر به پيشبرد تكنولوژي و توسعه همه جانبه گردد. در عين حال بخش خصوصي سهم بيشتري از هزينه هاي كلي برنامه هاي آموزشي را بپردازد. پديد آمدن مفهوم «سيستم ملي نوآوري» اساساً بازتاب اين درك است كه توليد تكنولوژي و همچنين علم، به خودي خود نمي تواند ضامن رشد اقتصادي و اجتماعي يك ملت باشد. مثلاً آمريكا در دهه 0891، هنوز پيشتاز توليد علم و تكنولوژي بود. اما نرخ توليد محصولات و خدمات نوآورانه شركتهاي آمريكايي به هيچ وجه قابل مقايسه با شركتهاي ژاپني نبود. ريشه يابي اين تفاوت به ويژه در اواخر دهه 0891 به خوبي ثابت كرد كه نوآوري يا توان ايجاد محصولات و خدمات نوآورانه، چيزي به مراتب بيش از توليد علم و تكنولوژي است. شتاب گسترده بازارهاي جهاني كه عمدتاً مبتني بر فنآوري هاي نو و ملاحظات علمي استوارند، خود مؤيد اين است كه اين ارتباطات بسيار تعيين كننده اند. البته بايد متذكر شد كه رشد و توسعه بدون گسترش و تعميق توانمندي هاي داخل، خطر ناپايداري در فرآيند توسعه را به همراه دارد. اقتصاد مبتني بر چنين توسعه اي در بلند مدت در معرض آسيب ناشي از فرسايش رقابت پذيري (افزايش هزينه نهاده هاي توليد و تغييرات فنآوري) قرار مي گيرند. لذا سياستهاي توسعه صنايع مبتني بر فنآوري پيشرفته كه همراه با تغييرات سريع فنآوري است، بايد بگونه اي طراحي گردد كه تعامل پويا در همه بخشها، موجبات ارتقاء رقابت پذيري را فراهم سازد. از اين رو لازم است تا مديريت منسجم و دانايي محور بر توسعه فنآوري در سطح ملي و بين المللي بوجود آيد. مثلاً در مناطق كمتر توسعه يافته كه واجد مزيت هاي خاص از قبيل وجود منابع معدني غني، امكان دسترسي آسان و ارزان به بنادر، تكميل زنجيره ارزش براي واحدهاي بزرگ، وجود منابع انساني مستعد و منابع تأمين انرژي، مواد اوليه و... هستند. در رقابت پذيري جانمانده و تعادل نسبي در درآمد سرانه و رفاه اجتماعي همه نقاط بوجود مي آيد. براي دستيابي به اهداف اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در سطح جهاني، همكاري هاي منطقه اي و فرامنطقه اي اجتناب ناپذير است. اين نوع تعاملات خود به همكاري هاي سياسي و امنيتي نيز منجر خواهد شد. بسياري از شركتهاي ورشكسته به اين نياز جدي، توجه كافي نداشته اند و در طرف مقابل شركتهايي كه در بكارگيري توانمندي هاي محيطي، برنامه مشخصي، همراه با عزم و اراده قوي داشته اند، از رشد چشمگيري برخوردار بوده اند.
خصوصي سازي و سياستهاي پولي و مالي، بايد بستر لازم براي مراجعه و يا مشاركت صنعت در توسعه فنآوري را بوجود آورد. بخش خصوصي علي رغم تجهيز پاركهاي فنآوري كمتر به ايفاي نقش در اين حوزه مي پردازد. در حالي كه سهم نوآوري به عهده بنگاههاي صنعتي نيز هست. ولي بدليل دولتي بودن اين شركتها اين سهم ناچيز است. در حال حاضر اين شركتها حتي در مرحله جذب تكنولوژي هاي پيشرفته نيز عاجزند. لذا بدنبال خصوصي سازي و سياستهاي صحيح پولي و مالي دولت، اين نقش گسترش پيدا كرده و صنعت خصوصي سهم بيشتري از هزينه هاي برنامه هاي پژوهشي و آموزشي را مي پردازد.
تربيت نيروي انساني ماهر بخش اصلي اقدامات آينده به شمار مي آيد. پايه هاي نوآوري سالم از مدارس ابتدايي گذاشته مي شود، لذا دانشجو لازم است از مدرسه مهارتها و انگيزه هاي لازم براي پيدايش نوآوري را بدست آورد. اين امكان ندارد كه بخش عمده اي از امكانات دانشگاه معطل بماند تا جوان با فرصت تفريحي كه در اختيار دارد، مسئله پژوهش را
دوسه سال پيش خود نگه دارد تا درباره آن فكر كند و توانايي خويش را در زورآزمايي با آن بالا ببرد. در حالي كه مسائل پژوهشي حوزه هاي كاربردي اهداف متحركي هستند كه با آنچه كه رقبا انجام داده اند سنجيده مي شوند و معمولاً هزينه هاي تجهيزات نيز بالا است. در اين حالت خيلي از استعدادها ضايع شده و بدون بهره گيري از آنها از دست خواهند رفت. درك اين موضوع، كمك بزرگي در سرعت دستيابي به اهداف استراتژيك خواهد نمود. همانگونه كه قبلاً ذكر شد خود استراتژي ها، سياست ها و نظام پژوهشي نيز در اين ارتباط مؤثرند. مثلاً دانشجوياني كه در دوره دكتري پيوسته بيوتكنولوژي پذيرفته شده اند، نوعاً از حيث كسب اين مهارتها، ايده آل به نظر مي رسند و اساساً گلچين شده اند و در محيط هاي ايده آل، خوب پرورش يافته اند. ولي وقتي وارد محيط دانشگاه مي شوند دانشگاه همپاي استعداد و مهارتهاي فزاينده اي كه قبلاً در خود پرورانده اند، گام برنمي دارد و از اين بابت مشكلات جدي اي را براي اين دانشجويان كه فرصتهاي جذابي را در كشورهاي پيشرفته، پس زده اند، بوجود خواهد آورد.
ناگفته نماند كه پرداختن به علوم پايه به منظور پويايي در امر نوآوري و شكوفايي، خود يك استراتژي است. به فرموده رهبر انقلاب «علوم مهندسي و پزشكي مانند مايحتاج روزانه است. اگر به فكر سرمايه گذاري براي درآمد پايدار و پيوسته نباشيم، در ادامه پولي جايگزين اين هزينه هاي روزانه نخواهد شد». در علوم انساني نيز گسترش و فراگيري چتر دانش قبل از هر چيزي به ريشه هاي عميق و گسترده درخت دانش برمي گردد و مقوله نوآوري در اين حوزه با ملاحظات خاص خود همراه خواهد بود.
قضاوت ما اكنون نسبت به گذشتگان كه كشور را تحت سيطره استعمارگران درآورده بودند، و دانشگاهها و صنايع ما را به شدت وارداتي و تقليدي رقم زده بودند، چگونه است. اگر امروز ما به وظيفه خود در اين ارتباط عمل نكنيم، و آينده اي كه ملزم به ساختن آن هستيم را درست رقم نزنيم، آيندگان چگونه در مورد ما قضاوت خواهند كرد. مديران مي آيند و مي روند. اگر كسي از ايشان به رهنمودهاي مكرر رهبري در اين خصوص توجه نداشته باشد، مجازات نخواهد شد، جز اينكه آيندگان قضاوت ناپسندي در مورد ايشان بعمل خواهند آورد.
ما گذشته قابل دفاعي در قلمرو علم و فنآوري داشته ايم. متأسفانه در مراكز آموزشي، اطلاع دقيقي از اين گذشته به دانشجويان منتقل نمي شود تا اعتماد به نفس و احساس افتخار را در دانشجو زنده نگه دارد. اين در حالي است كه دشمنان با سوء استفاده از فنآوري، گاهي دستآوردهاي گذشته ما را نيز به نام خود ثبت مي كنند. تحت انفعال دشمن بودن باعث مي شود تا مراكز بزرگ علمي و صنعتي و فرهنگي، متناسب با شرايط، نيازهاي كشور و تمدن اسلامي عمل نكنند. ما كه از چنين تمدن پرافتخاري برخورداريم نبايد از الگوهاي از پيش تعريف شده اي دنبال روي كنيم كه در نهايت يا حركتهاي اصلاحي مبتني بر فرهنگ و آرمانهاي اسلامي مان كند گردد و يا آنطور كه آنها مي خواهند دستخوش تغيير شويم.
پرداختن به ايمان ديني، ظرفيت انسان متفكر را در جهت پرداختن به سؤالات، خصوصاً مشكلات جامعه، آنهم از سر دلسوزي، افزايش مي دهد. در همه دنيا و با هر مسلكي پذيرفته شده است كه عملكرد نوآورانه، نه تنها به چگونگي شكل گيري بنگاههاي منفرد (مثل شركت ها، بنگاههاي تحقيقاتي، دانشكده ها)، بلكه به چگونگي تعامل آنها با بنگاههاي اجتماعي (از قبيل ارزش ها، نرم ها و چهارچوب هاي قانوني)، بستگي دارد.
¤كارشناس پژوهشي دانشگاه تهران، مهندس شيمي
ـــــــــــــــــــــــــــــ
منابع:
¤ اسماعيل زاده، حميد، 3831: مجموعه مقالات ارتباط دانشگاه و صنعت، مركز ملي تحقيقات علوم پزشكي كشور، تهران، شابك: 469-8649-04-.9
¤ سند راهبرد توسعه صنعتي كشور، وزارت صنايع.
¤ موقر نژاد، كاميار، 2731: بيانيه اي براي علم در بريتانيا، فصلنامه سياست علمي و پژوهشي، شماره 40 73-.87

 



دانشگاه مخاطب رهبري

من از بن دندان اعتقادم اين است كه امروز يكي از چند كار اصلي ما براي حفظ هويتمان، موجوديتمان، استقلالمان و آينده مان، مسأله تحقيق علمي است.

 



حركت با چراغ خاموش

محمد عبدالهي
1- چهارمين دهه از عمر مبارك انقلاب اسلامي در حال آغاز شدن است و گام چهارم انقلاب تفسيري جز نقش بر آب شدن سي سال خدعه گري دشمنان نظام اسلامي ندارد. پشت سر نهادن پيروزمندانه انواعي از تهديدهاي سازمان يافته سخت و نرم دشمنان، از سوي ملت ايران نمايه اي شفاف از آغاز فصلي نوين در ظفرمندي اسلام و نويد بخش اعتلاي آن در قرن بيست و يكم است.
در نزاع هاي سياسي و نظامي، بخشي از سرمايه گذاري نيروهاي مهاجم به يارگيري از درون جبهه حريف معطوف شده و بر پتانسيل اين نيروي نفوذي در راستاي فضاسازي، جاسوسي، ايجاد تفرقه ميان اركان سياسي و ... حساب ويژه اي گشوده مي شود. بخشي از كاركرد جريان هاي نفوذي به عنوان هم مسلكان دشمن بيروني در سطوحي نازل و عمدتاً در بازده هاي زماني كوتاه مدت به اجرا در مي آيند كه در تاريخ انقلاب اسلامي نمونه هاي از اين قبيل بسيارند، عملكرد سازمان مجاهدين خلق در خرابكاري، ترور، بمب گذاري، جاسوسي، در اين زمره قرار مي گيرد. اما بخش گسترده اي از معارضه دشمن در قالب پروژه هاي دراز مدت و با بهره گيري از ابزارهايي متفاوت صورت مي پذيرد. در اين ميان برخي جريان هاي سياسي، احزاب، روشنفكران، NGO هاي فعال و ... مهره هاي اصلي تشكيل دهنده پازل نيروهاي دشمن در داخل جبهه حريف هستند. چرا كه اين نوع از تهديدات نرم در بازده زماني طولاني مدت به بهره وري رسيده و در بسترهايي به دور از خشونت، نظير دانشگاه، قابليت تحقق دارد. در اين رويكرد هدف غايي دشمن، تهي نمودن انبان حريف از ظرفيت هاي اعتقادي براي دفاع است.
2- رفتارشناسي نيروهاي موسوم به اپوزيسيون در برهه هاي مختلف انقلاب اسلامي و بازخواني رويكردها، استراتژي ها و تاكتيك هاي اين جريانات، طرحي نسبتاً شفاف از عملكرد ايشان را در دو قالب نمايان مي سازد، اول. همساني سياست ها با اهداف دشمنان انقلاب دوم. سرمايه گذاري ويژه بر مراكز حياتي نظام.
در ساليان پس از انقلاب، در ميان نيروهاي اپوزيسيون فعال در كشور، نيروهاي موسوم به ملي - مذهبي نقش آفريني گسترده اي را در قامت مجريان پروژه هاي طولاني مدت مطلوب نظر دشمن عهده دار بودند. در اين ميان دانشگاه، نقطه كانوني اهداف همه گروه هاي اپوزيسيون بوده است.
ارتباط شاخصين اپوزيسيون با فعالين دانشجويي از اواسط دهه هفتاد رو به گسترش گذاشته و در سال هاي پاياني دوران اصلاحات به نقطه اوج خود رسيد. در آن سال ها تساهل ورز هاي سياست ورزان دوم خردادي و فضاي بي قاعده و تعريف «توسعه سياسي» حاشيه اي امن را براي تردد مخالفين نظام به دانشگاه هاي كشور و حضور در محافل دانشجويي مهيا ساخت، آن چنان كه كمتر همايش و كنفرانسي بدون حضور عناصر ملي - مذهبي به اجرا در مي آمد. البته اين رويداد تنها به عرصه دانشگاه ها محدود و محصور نشد و در قالب ائتلافي عميق ميان اصلاح طلبان و عناصر اپوزيسيون نمودي گسترده تر يافت. اما سخن اصلي اين است كه مطلوب اصلي جريان مطرود نظام از دانشگاه چه بود كه اينچنين سرمايه گذاري را در محافل دانشگاهي باعث شد؟ شايد اعتراف عزت ا... سحابي؛ از سركردگان گروه هاي ملي - مذهبي در ديدار با بخشي از افراطيون تحكيمي در تاريخ سيزدهم شهريورماه سال 86، تعبيري از خواب آشفته دشمنان براي دانشگاه هاي كشورمان باشد: «گروه هاي منتقد داخلي بايد به سوي شكل گيري يك ائتلاف ملي حركت كنند.»
و يقيناً نهاد دانشگاه به مثابه كانون پرورش نخبگان كشور جايگاه ويژه و اثربخشي در اين ائتلاف داشت.
طرح اين پروژه شوم تنها چند روز پس از سخنان سحابي، در مقاله اي به قلم محمد ملكي با عنوان «دانشگاه، سنگر» شفاف تر گرديد، وي در نوشتار خود نقش دانشگاهيان را در براندازي نظام بدين شكل تشريح نمود:
«بايد خانه اي نو بنا نهاد و ملت و ملك را از نابودي نجات داد و اين كار سترگ تنها و تنها از دست جوان ها و دانشجويان كه در معماري و ساختمان اين بناي پوسيده نقشي نداشته اند صورت مي گيرد و سنگر بانان بايد برافراشتن پرچم آزادي و عدالت و آگاهي مردم را با حقوق خود بهتر آشنا كنند تا بار ديگر حراميان نتوانند با فريب مردم دوران ظلم و جنايت و بي عدالتي را طولاني تر كنند.»
طرح به ميدان آوردن دانشگاهيان به عنوان پياده نظام دشمن، از جمله آرمان هاي ديرين بيگانه پرستان وطني بوده است و از آن جا كه اين طرح با هماهنگي سرويس هاي امنيتي خارج از كشور طراحي و به اجرا درآمده است رعايت اصول امنيتي در آن از جمله شروط اساسي قلمداد مي شود، از همين روست كه سحابي در شهريورماه 86 به تحكيميان تأكيد مي كند:
«در دوره فعلي بايد با مقابله سياسي و با چراغ خاموش حركت كرد. البته هيچ گاه نبايد موضع اعتراضي و انتقادي را كنار گذاشت.»
3- هشدارهاي رهبر حكيم انقلاب اسلامي مبني بر حراست از حريم دانشگاه موضوعي است كه توجه جدي را به خود معطوف نداشته است. تعرض روز افزون زخم خوردگان انقلاب اسلامي و نمايندگان تابلودار دشمنان نظام به حريم مقدس دانشگاه شاهدي متقن بر اين ادعاست و نگارنده بر آن است تا در سلسله نوشتارهايي به تبيين هجمه گسترده طرد شدگان انقلاب و تشريح طرح شوم ايشان براي دانشگاه ها بپردازد. قدر متقن اين تحليل ها شواهد و قراين گسترده اي است كه در لابلاي گفتارها و نوشتارهاي فعالين اپوزيسيون موج مي زند و اندكي تأمل در آنها حكايت از خيز حساب شده دشمن براي دانشگاه هاي اين مرز و بوم مي دهد.
مقام معظم رهبري:
«من شك ندارم كه در آينده ي نه چندان دور ، در بين اسناد محرمانه ي دستگاه هاي جاسوسي - كه بالاخره اين اسناد يك وقت هايي هر جا باشد منتشر مي شود -خواهيد يافت و خواهيد خوا ند كه عوامل دشمن ، روي دانشگاه هاي ما چگونه كار مي كردند ، روي فلان دانشگاه چگونه كار مي كردند ، روي فلان شخص دانشگاهي چگونه كار مي كردند! الان اين طوري است ، دارند كار و فعاليت مي كنند. دشمن خيلي فعال است. چون اهميت دانشگاه را مي داند ، هم براي حال، هم براي آينده ، دانشگاه اينگونه است. دانشگاه هم براي حال مؤثر است ، هم براي آينده.»
جريان هاي به حاشيه رفته و سرخوردگان عرصه سياست هيچ گاه تيغ پركين خود عليه انقلاب را بر زمين ننهاده اند گرچه سال هاست كه توطئه افكني هاي اين طيف ها در پس نقاب تزوير و پرده پوشي هاي سياسي مدارانه نهان گرديده است. اما پويشي در فرازهاي زهرآلود واگويه هاي ايشان در هر برهه اي نمايه اي شفاف از دشمني هاي اين جماعت با نظام اسلامي را برملا مي سازد. در نوشتار پيشين به بخشي از طرح هاي گروه هاي اپوزيسيون براي دانشگاه اشاره شد و در ادامه به توضيح مصداقي تر اين مقوله مي پردازيم.
بسياري بر اين باورند كه جريان هاي دانشجويي دگرانديش و سكولار مسلك همواره در معرض القائات جريان هاي بيرون از دانشگاه بوده اند، اين نظريات آن گاه نمودي واقعي تر مي يابد كه رويكرد جريان هاي سياسي تأثيرگذار بيرون از دانشگاه مورد تدقيق قرار گيرد. برجسته ترين نكته اي كه اين گونه بررسي ها به دست مي آيد گستردگي و شدت تمحيدها و تمجيدهايي است كه گروه هاي مخالف نظام با هدف جلب اعتماد خطاب به جنبش دانشجويي روا مي دارند. پخته شدن چنين تحليلي آن گاه است كه نقش اپوزيسيون را در قالب حقيقي آن و در نمايه اي چند وجهي ببينيم. حقيقت آن است كه گروه هاي موسوم به اپوزيسيون اصلي ترين و مهم ترين پايگاه آمريكا در كشور ما قلمداد مي شوند، اين جريان نه تنها هم اكنون مولد فكر، ايده و ايدئولوژي نيست بلكه به جرأت مي توان گفت هيچگاه نقشي فراتر از انعكاس ديدگاه هاي خصمانه آنسوي مرزها به داخل ايران را برعهده نداشته است. اين گروه ها نقش سرپل ها و كانال هاي چراغ خاموش ارتباط با بيگانه را در كشور برعهده گرفته و يارگيري از داخل براي دشمنان را در صدر فهرست وظايف خود قرارداده اند. سيطره فكري و مديريتي ايشان بر تمامي احزاب اصلاح طلب موجود نكته اي است كه از چشمان تيزبين هوشمندان عرصه سياست پنهان نمي ماند. بخشي از اين استيلا نيز به گروه هاي دانشجويي تخصيص يافته و ابتدا با فضا سازي هاي رواني اعتمادساز براي دانشگاهيان آغاز گرديده است. تمجيدهاي بي محتوا و تحريك آميز گروه هاي مخالف نظام آن گاه كه با مشرب جاهلانه و درون تهي برخي جريان هاي دانشجويي پيوند مي خورد زمينه ساز اقدامات هزينه ساز و شالوده شكنانه اي مي شود كه نقشي خود ويران گر را براي جنبش دانشجويي رقم مي زند. اين طيف راهزنان سرمايه هاي انقلابند كه به انبان ذخيره هاي انقلاب يعني دانشگاه هجومي خاموش برده اند.
تلاش اغواگرانه عناصر اپوزيسيون در راستاي واداشتن دانشجويان به رويكردهاي راديكال منشانه و هنجار شكني هاي قانون ستيزانه، از جمله رهنمودهايي است كه از تريبون اين جريان مخالف نظام صادر گرديده است. به اين نمونه ها كه تنها بخشي از گفتارها و نوشتارهاي تحريك آميز القا شده به جريان هاي دانشجويي در سال هاي گذشته است دقت فرماييد:
« در دوره فعلي بايد با مقابله سياسي و با چراغ خاموش حركت كرد. البته هيچ گاه نبايد موضع اعتراضي و انتقادي را كنار گذاشت. بايد با نقدهاي مستدل ومنطقي اوضاع را بررسي كرد.»
عزت ا... سحابي . ديدار با اعضاي شوراي دفتر تحكيم. 11 شهريور 86
« حتي عده اي گفته اند دانشجويان نبايد به سمت راديكاليسم بروند، مگر دانشجويان چه كرده اند كه يك حركت راديكال بوده است؟ امكان رفتار مسالمت جويانه تري هم وجود دارد؟ ... اگر دانشجو تا اين حد هم از حق خودش دفاع نكند كه ديگر نمي توان او را دانشجو ناميد.»
محمد ملكي. ديدار با اعضاي شوراي عمومي تحكيم. 31 تير 86
« دانشجو با حضور در فعاليت هاي اجتماعي و بها دادن به اينگونه فعاليت ها در كنار موضع دفاع و مقاومت در برابر فشارهاي سياسي، در اين دوره كه نمي توان فعاليت هاي گسترده انجام داد، به دور از انفعال پشت سرگذارند.»
حبيب ا... پيمان. نشست دفاع از آزادي هاي آكادميك. 11خرداد 86
« محكم و قوي باشيد و براي كارهاي عملي مانند تحصن، مكاتبه با مراجع بين المللي و ... برنامه ريزي داشته باشيد.»
محمد ملكي. ديدار با اعضاي شوراي عمومي تحكيم. 31 تير 86
« از استادان و دانشجويان مي خواهم آن گونه كه در گذشته عمل شده يار و ياور هم باشند. همبستگي را در مرحله نخست در درون خود و با مردم حفظ كنند و اعتراض خود را به دستگيري و ستاره دار شدن و فراخواني دانشجويان به حراست و همچنين به اخراج و بازنشسته شدن بي موقع استادان هر چه بيشتر گسترش دهند.»
مقاله محمد ملكي. 13 دي 86
«دانشجويان را به ايستادگي در برابر هرگونه تفكر استبدادي چه در سطح دانشگاه و چه در سطح جامعه دعوت مي كنم.»
بابك احمدي. نشست فراكسيون مدرن. 29 آبان 86
« بايد خانه اي نو بنا نهاد و ملت و ملك را از نابودي نجات داد و اين كار سترگ تنها از دست جوان ها و دانشجويان كه در معماري و ساختمان اين بناي پوسيده نقشي نداشته اند صورت گيرد.»
محمد ملكي. مقاله «دانشگاه سنگر» . وبلاگ پژواك دانشجو. 7 مهر 86
« انتقاد و اعتراض به اين وضعيت وظيفه ماست.»
عزت ا... سحابي . ديدار با اعضاي شوراي مركزي طيف غيرقانوني دفتر تحكيم وحدت. 11 شهريور 86
« اين جمله]«زندان دانشگاه است» جمله اي كه بر روي ديوار حياط زندان اوين نوشته شده[ از جهاتي درست است زيرا اين دانشجويان مي توانند درس شهامت، استقامت و حق طلبي را از آن جا بياموزند.»
مقاله محسن كديور.4مرداد 86
« انجمن هاي اسلامي بايد هويت اصلي خود را حفظ كنند و به آن هويت برگردند... اگر درها به رويشان بسته شد و محدوديت هايي برايشان ايجاد شده از فعاليت نيفتند و حركت خود را ادامه دهند.»
عزت ا... سحابي. مراسم افطاري انجمن اسلامي دانشگاه تهران .10 مهر86
طي قريب يكسال گذشته، سلسله نشست هاي عناصر اپوزيسيون با دانشجويان علاوه بر تئوري پردازي هاي نظري، در بردارنده راهكارهايي كوتاه مدت براي جنبش دانشجويي بوده است. بخشي از اين راهكارها در قالب مشوق هاي مبارزاتي و بخشي ديگر رهنمودهايي در راستاي ايجاد انسجام تشكيلاتي و دسته اي نيز به شكل رهنمودهاي عملياتي ارائه گرديده است.
گروهكي ها در نخستين مرحله از اهدافشان، اقداماتي تاكتيكي را مطرح نموده و رهنمودهايي بدين شرح به دانشجويان ارائه نموده اند. نسخه پيچي عناصر گروهكي براي دانشگاهيان در چند بخش قابل بررسي و مداقه است:
1- تقبل هزينه هاي مبارزاتي 2- القاي فضاي بسته و خفقان آميز در دانشگاه ها و تحريك دانشجويان در جهت بدست آوردن آزادي هاي آكادميك و اتحاد با ساير تشكل ها براي نيل به اين هدف.
3- تشويق جنبش دانشجويي به برگزاري جلسات مختلف جهت ارتباط گيري با جامعه دانشجويي.
4- تأكيد به آوانگارد بودن دانشگاه از مطالبات اجتماعي و سياسي و تشويق دانشجويان به مقابله و مقاومت.
5- سوق دهي تشكل هاي دانشجويي به تعامل با توده مردم و بازيابي جايگاه اجتماعي.
6- تأكيد به دانشجويان جهت حضور در فعاليت هاي اجتماعي .

 

(صفحه(12(صفحه(10(صفحه(6(صفحه(7(صفحه(8(صفحه(15(صفحه(11(صفحه(5(صفحه(16(صفحه(13(صفحه(4(صفحه (2.3.14